حکایت کند ابن عباس هان ( قسمت اول )


روایت بخوان از خصال صدوق
تو را رهنمایی کند بر حقوق
حقایق بدانی تمرکز در آن

تو را توشه ای بهترین ارمغان
که صد پند باشد سوال از علی
جوابی چه روشن به منطق جلی
حکایت کند ابن عباس هان
دو کس از یهود از بزرگان شان
به یثرب شدند گفته بر مسلمین
به ما بازگو شد که در سرزمین
تهامه پدیدار پیغمبری
که آیین مان را سفاهتگری
شمارد نبی شما مسلمین
نکوهش کند انتقادی همین
از این ترس داریم از دین مان
ز آیین آبا بگردانمان
بگویید ما را پیمبر کدام
کدامین یکی از شما تا کلام
همان فرد باشد که داود ما
به ما مژده دادش گرایش روا
سخن سنج و لفاظ گر باشدش
به قدرت بیان چیرگی داردش
نبردی کنیم از روان جان مان
پیمبر کدامین نشانی همان
مهاجر و انصار گفتندشان
که رحلت نمودند از بین مان
به حمدی خدا را فرا خواندشان
کدامین یکی جانشین بین تان
که از جانبش هر وظایف ادا
بگوید فرامین خالق به ما
مهاجر و انصار ابوبکر نشان
که این فرد باشد وصی اش همان
به بوبکر گفتند آن دو یهود
که ما را سوالی که طرحی ببود
سوالی جوابی که از اوصیا
بباید که قانع کند هر دو را
ابوبکر بگفتا به پرسیدتان
شما را جوابی بگویم همان
سوالی چنین طرح کردش یکی
چه هستیم ما نزد ایزد زکی
چه جاندار باشد که در دیگری
به یک جا نه خویشی نژادی همی
چه گوری ببودش به گردش دلا
هر آن چیز را محتوا سیرها
به ما گو فرا یا فرو آفتاب
چسان سیر ما را جوابی شتاب
کجا بود تابید باری دگر
نتابید هرگز به دقت نگر
بهشتی جهنم کجا ای نکو
خدایت کند یا شود حمل گو
چه سمتی خدایت نگاهی به رو
کند گو به ما ای وصی ای نکو
دو تا حاضران غایبان چیستند
دو تایی که دشمن بگو کیستند
یکی تا به اثنا عشر چیستند
دو ده تا به صد چیستند کیستند
فرو ماند ابوبکر جوابی که لا
چنان از سخن در تحیر که ما
که مردم ز دین خارج آیندشان
به تعجیل خارج شدم از میان
خودی را رساندم به مولای مان
دهم اطلاعی چه حادث همان
علی پیشوایان ادیان یهود
چنین طرح کردند سوالی چه بود
ابوبکر جوابی ندارد علی
به حیرت فرو مانده ای منجلی
به روی ام تبسم بفرمود هان
که امروز باشد پیمبر همان
به من وعده امروز را داده بود
سخن هر چه باشد که آماده بود
به همراه من گام می زد علی
به مسجد رسیدیم بودش ولی
به تختی نشستش رسول خدا
دلا می نشستش خدا را ثنا
شما هر دو تن ای یهودی کلام
چه طرحی سوالی بگویید پیام
هر آن چیز از پیر پرسیده اید
ز من پرس و جویی شماها کنید
بدانیم ما هان شما کیستید
بفرمود علی بن طالب عبید
پسر عم برادر رسول خدا
که داماد اویم خدا را ثنا
حسن با حسینم فدا بر رسول
که من جانشین بر نبوت قبول
منم گنج پنهان اسرار او
بگویم جوابی سوالی بگو
که هر چیز پرسید گیرید هان
جوابی به منطق به علمی بیان
به نزدیک خالق کیانیم ما
که ما شه تو یا من چه گویی دلا
چو من خود شناسم شوم مومنی
تو تا خود شناسی شوی کافری
که دانا خدایی است بس مهربان
سرانجام هر کس بداند همان
چه جاندار بودش که در دیگری
به یک جا نه خویشی نژادی همی
همان یونسی بود ذالنون ما
که در بطن ماهی بشد جا به جا
چه گوری ببودش به سیری همان
همان یونسی بود در بطن هان
تمامی دریا سیاحت بکرد
که در بطن ماهی ریاضت بکرد
بگو ای علی آفتاب از کجا
طلوعی غروبی کند گو به ما
میان شاخ شیطان برآید بدان
که تاریک و روشن شود این جهان
فرو می رود جایگاهی بدان
که در چشمه ساری فروزان نهان
پیمبر بفرمود بالا فرود
به اندازه یک یا دو نیزه نبود
نمازی مخوان ای علی کن تو گوش
عبادت خدا را به علمی بکوش
کجا بود تابیده شد آفتاب
به یک بار تابید دیگر نه تاب
هم آن جا ببودش که دریا شکافت
که قوم بنی اسرئیل راه یافت
که موسی به همراه قومش روان
ز فرعونیان شد رهایی همان
بگو حمل کند یا شود خالقت
همان خالقی که تو را ناطق ات
به قدرت کند حمل باری تعال
بدانید قالی ندانید حال
خدا برتر از کون و هستی زمان
به فرمان ایزد تحرک همان
چسان هفت تن حمل کرسی به دوش
همان عرش پروردگارت به گوش
مگر ای یهودی ندانی همان
زمین آسمان هر چه ما بین آن
زبر زیر هستی خدا را نشان
مقابل نگر هر چه بینی عیان
که هر چیز بر خاک شد استوار
به قدرت خدایی زمین برقرار
تحمل کند هر چه را آفرید
که قدرت خدایی شما را پدید
کجا شد بهشتی و دوزخ بگو
زمین آسمان را نگر حق نکو
کدامین جهت را خدایت نگاه
بفرمود مولا مرا جان پناه
برایم کمی هیزم آتش بیار
تو ای ابن عباس ما را تو یار

[ بازدید : 4 ]

[ جمعه 21 دی 1397 ] [ Array ] [ ولی اله بایبوردی ]

[ ]

ارسال نظر

نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :